خانه نو
گزارش مجله «هالی» از جاذبه‌های هنر ایران

ایران کشوری پهناور با سابقه فرهنگی و هنری غنی است و به واقع هرجا سخن از هنر و هنرمند است نام ایران عزیزمان بر تارک آن می‌درخشد. مجله هالی (Hali Magazine) یک فصل‌نامه تصویری است که مانند یک دایره‌المعارف جامع در زمینه هنر نساجی قدیمی و مدرن جهان فعالیت می‌کند. این دانش‌نامه مصور به معرفی و بررسی هنر نساجی به ویژه فرش‌ها و قالی‌های شرقی، ممالک اسلامی، آسیایی، آفریقایی و هنر قبیله‌ای می‌پردازد. وجه تسمیه نام این مجله از کلمه فرش در زبان قدیم ترکی گرفته شده است. این مجله از سال 1978 میلادی در شهر لندن آغاز به فعالیت کرده و همچنان در حال نشر و نگارش است. مجله هالی در یکی از آخرین شماره‌های خود به کشور ایران، جاذبه‌های گردشگری و به ویژه صنعت نساجی و فرش‌بافی ایران پرداخته است که خواندن آن برای هر ایرانی مایه مباهات و فخر است.


ایران سابقا مرکز غنی تولیدات نساجی به شیوه سنتی بوده است اما امروزه صنعت نساجی در ایران به شکلی نوین و مدرن درآمده است. چری هانتر (Cheri Hunter) یک جهان‌گرد و کارشناس صنعت نساجی از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی است. او برای برنامه تحقیقاتی درباره صنعت نساجی به ایران سفر کرد و در مقاله‌ای که در ادامه خواهید خواند دیده‌ها و شنیده‌های خود از ایران را به رشته تحریر درآورد. این تور مسافرتی به هانتر این امکان را داد که تا یک تحقیق و کاوش حیرت‌انگیز در مورد ایران باستان تا ایران مدرن امروزی را تجربه کند.

ایران سفیدپوش

در اواخر ماه فوریه سال جاری میلادی (مصادف با بهمن ماه) در حالی که همه جا سفیدپوش و سرد بود من وارد ایران شدم. ایران سرزمین اقلیم‌های متفاوت است در حالی که در سمت راست ما کوه‌های پوشیده از برف سفید قرار داشت در سمت چپ ما زمین‌ها هموار بیابانی پوشیده از نمک قرار داشت و ما مسیر خود را در جاده اصلی به سمت جنوب ایران آغاز کردیم، به سمت پرشیا (فارس)، جایی که سالیان سال است که در لیست من قرار دارد و من به شدت مشتاق دیدن آنجا بودم. جایی که زادگاه اصلی هنر نساجی و فرش‌بافی است و حالا بهترین فرصت بود تا جهان مملو از تمدن را در یک برهه تاریخی و زمانی مناسب از نزدیک ببینم: زمانی که توسط غرب تحریم شده بود و سعی داشت تا ارتباطش را دوباره برقرار سازد.

دشت‌هایی چه فراخ، کوه‌هایی چه بلند  

تور لیدر ما ودت کارادج(Vedat Karadag)  بود که یک راهنمای ایرانی نیز ما را در طول سفر همراهی می‌کرد. ما از استانبول به سمت ایران حرکت کردیم. گروه کوچک ما متشکل از 4 نفر آمریکایی و یک آلمانی بود. بعد از این که هواپیمای ما در ایران نشست ما به سمت مرکز ایران به حرکت درآمدیم. این کشور بین بیابان‌های نامهربان دشت لوت و دشت کویر در شرق و رشته کوه‌های زاگرس در جنوب‌غربی قرار گرفته است. طبق پدیده تکتونیک و حضور فلات عرب در یک سمت و کوه‌ها زگرس و البرز در سمت دیگر اوراسیا پدید آمده است.  

هان ای دل عبرت‌بین

شاهراه اصلی ایران که شمال را به جنوب وصل می‌کند از سمت جنوب به قم، کاشان و نائین به سمت جاده باستانی ابریشم و شهر یزد می‌رسد؛ جایی که ما به سمت غرب کوه‌ها رفتیم تا به اصفهان رسیدیم و سپس به سمت جنوب و شهر شیراز روانه شدیم. در طول مسیر ما معابد زرتشتیان و برج خاموشان (مکانی است که زرتشتیان، مردار آدمیان را که بنا بر عقاید آن‌ها نجس و پاریار است در آن می‌گذاردند تا گوشت مردار توسط درندگان و پرندگان خورده شود، آنگاه باقی‌مانده استخوان‌ها را درون چاه میانه دخمه انبار می‌کردند) را دیدم، مساجد باشکوه دوران صفویان و دروه‌های قدیمی‌تر، مقبره‌ها و زیارتگاه‌های شاعران، افراد مقدس و شاهان را بازدید کردیم و به دیدن مقبره کوروش، داریوش و خشایارشاه رفتیم.  

از آبی مسجد امام تا صورتی مسجد نصیر الملک

واقعیت این است که من فکر نمی‌کردم هرگز با چنین صحنه‌های باشکوهی مواجه شوم، مساجدی که دارای معماری بی‌نظیر بودند و گنبدها و مناره‌های آن‌ها با دقت و ظرافت زیادی طراحی و کاشی‌کاری شده بودند.  کاشی‌کاری‌های اولیه مانند قطعات کوچک تسرا (کلمه ایتالیایی به مفهوم مرمر کوچک یا شیشه مخصوص آجر و موزاییک است) در کنار هم قرار می‌گرفتند و درخشش خاصی داشتند اما بعدها این کاشی‌ها با ظرافت بیشتری تراشیده شدند و برای ایجاد شکل و الگوی خاص در تزئین داخلی مساجد به کار گرفته شدند که از آن جمله می‌توان به مسجد امام در اصفهان و مسجد نصیر الملک در شیراز اشاره کرد.

اما آنچه مایه شگفتی ما بود تنها مساجد زیبا و باشکوه ایران نبود، ما در طول سفر یک کلیسای ارامنه متعلق به قرن هفدهم را دیدیم که از کف تا سقف آن با نقاشی‌های ملهم از داستان‌های کتاب مقدس، مزین شده بود.

زاینده‌رودِ زنده دل

ایران به واقع مایه شگفتی است، در بین این همه معماری‌های اسرارآمیز و زیبا ما به پل سی و سه پل رسیدیم. این پل بر روی رودخانه زاینده‌رود در شهر اصفهان بنا شده و در دوران صفوی کار طراحی و ساخت آن اجرا شده است. این پل با داشتن برج‌های بادگیر هوای مطبوعی را به صورت طبیعی در قسمت زیرین پل ایجاد می‌کند.

بستنی کاراملی زیر تیغ آفتاب

در طول مسیر ما حمام‌های کاشی‌کاری فیروزه‌ای و کاروانسراهای متروکی را بازدید کردیم. بناهایی که با سقف‌های بلند و دیواره‌های آجری در حال فرسایش بودند و مانند یک بستنی کاراملی بودند که در آفتاب در حال ذوب شدن هستند. در ادامه ما با احتیاط قدم به یک آسیاب متروک و قدیمی گذاشتیم که گردی از حنا به رنگ سبز بر روی آن پاشیده شده بود و منظره‌ای اسرارآمیز به این آسیاب بخشیده بود.    

از کویر سوزان به با‌غ‌های بهشتی

در تقابل بیابان‌های متروک و خشک ما به باغ‌های سرسبز و استخرهای آب رسیدیم، استخرهایی که گویی به مانند فرشی زیبا زیر آب زلال خودنمایی می‌کردند. انگار به دنیایی دیگری وارد شدی؛ اطرافت را قصرها و خانه‌های تابستانی احاطه کرده‌‌اند. بعد از اصفهان به شیراز رفتیم. زرق و برق همچنان ادامه داشت. در شیراز در مسجد شاه‌چراغ نیز کاشی‌ها به مانند یک آینه براق و درخشان بیننده را مجذوب خویش می‌ساخت. پیش از این نیز در تهران و در کاخ گلستان در معماری عهد قاجار چنین تصویری را دیده بودیم، کاخی که دارای یک سالن به سبک سالن‌های خطابه اروپایی بود اما به سبک ایرانی آینه‌کاری و کاشی‌کاری شده بود. این کاخ گنجینه عظیمی از اشیای عتیقه و جواهرات مانند تاج پادشاهان و نمونه‌ای کپی شده از تخت طاووس که به تخت طاووس قاجاری شهرت دارد، را در خود جای داده است.

پرسپولیس همیشه جاویدان

در برابر تمام عظمت و زیبای بناها و مکان‌های تاریخی شاید هیچ‌کدام به اندازه پرسپولیس مایه تحیر و شگفتی نباشد. پرسپولیس پایتخت باشکوه و مجلل امپراتوری هخامنشی بوده است. مقیاس و ابعاد بزرگ، تعداد ستون‌های ایستاده و جزئیات کنده‌کاری و حکاکی سنگ‌ها از تصور من بسیار فراتر بود. بنای تخت جمشید در اثر مرور زمان دچار فرسایش شده و قسمت‌های از سنگ بنا دچار زنگارهای طلایی شده است. در برخی قسمت‌ها موزه ملی ایران برای محافظت و صیانت از این اثر برجسته تاریخ تمدن بشری گردی از سنگ آهک خاکستری رنگ بر آن پاشیده و در برخی سایت‌ها بعضی از قسمت‌های بنا به موزه منتقل شده‌اند تا بیشتر مورد حفاظت و ترمیم قرار گیرند.

فرش‌های مد روز

گرچه تمام شهرهایی که ما از آن‌ها عبور کردیم، مهد هنر فرش‌بافی و میراث‌دار این هنرخارق‌العاده بودند اما آنچه که ما در بازار و بین مردم دیدم تماما فرش‌ها به سبک و سیاق و نقوش مدرن و امروزی بود و قدیمی‌ترین طرحی که توانستیم بیابیم و خریداری کنیم، مربوط به اواسط قرن بیستم بود که بریده و رفو شده بود و برخی قسمت‌های آن دوباره رنگ‌آمیزی شده بود.  

جای خالی باغ پارسی  

استفاده از قالی‌های پرزدار عشایری و فرش‌های بدون پرز یا فرش‌های قدیمی و سنتی در بین جمعیت شهری و مردم امروزی ایران چندان مرسوم نیست. در موزه فرش تهران سعی شده که فرش‌ها ظریف بافت و روستایی و عشایری جمع‌آوری شود و کارگاه‌های بافت فرش نیز عمدتا به آموزش سبک قرن نوزدهم و بیستم می‌پردازند اما جای فرش سنتی باغ پارسی در بین این فرش‌ها و قالی‌ها خالی است.

فروش فرش آنتیک

بالاخره ما در بازار تهران، اصفهان و شیراز دلالانی را یافتیم که تخته‌های فرش آنتیک و قدیمی را می‌فروختند. من یک فرش زیبا و جذاب جنوبی پارسی (قشقایی یا بختیاری) یافتم که دارای نقوش حیوانات بود و با منگوله‌های رنگی تزئین شده بود. من این تخته فرش را با قیمتی مناسب خریداری کردم. اعضای دیگر گروه نیز چیزهایی را خریداری کردند. یک زوج از افراد گروه یک قطعه پارچه نخی قلم‌کاری شده پارسی را در اصفهان و یک قطعه ابریشم ایکات قدیمی در شهر یزد خریداری کردند.

در جستجوی دستمال ابریشم یزدی

دست‌بافی (بافت پارچه یا فرش با دست) در ایران تقریبا منسوخ شده است؛ البته نساجی‌های سنتی ایکات در شهر قدیمی یزد همچنان به شیوه سنتی کار می‌کنند البته به جای ابریشم از نخ استفاده می‌کنند. در مهمان‌‌خانه منوچهری شهر کاشان چند پارچه ابریشم مخملی و چند پارچه ابریشم گل برجسته دست بافت برای تزئین به کار گرفته شده بود.

رنگ‌های بافته شده

در منطقه محمدیه شهر نائین، تعداد کمی از مردان کهن‌سال با دست پارچه پشمی می‌بافتند و این پارچه با موی شتر در زیرزمین‌های بافندگی، بافته می‌شد. ما امیدوار بودیم که عشایر قشقایی را ملاقات کنیم، گروه ما آن‌ها را در زمین‌های پست تازه‌آباد دید بر طبق رسم هر ساله خود به مراتع مرتفع‌تر کوچ می‌کردند، اما متاسفانه آن‌ها را گم کردیم. این روزها آن‌ها با کامیون کوچ می‌کنند و حیوانات خود را نیز سوار همین کامیون‌ها می‌کنند و دیگر خبری از اسب، قاطر و شتر نیست. لباس و دامن زنان عشایر و کابین و جهاز حیوانات از پارچه‌های رنگارنگی بافته شده که جلوه و زیبایی خاصی دارند.    

رستوران ایرانی یعنی کباب

رستوران‌ها در ایران غذاهای متنوعی سرو می‌کنند که همه آن‌ها خوشمزه و خوش طعم‌اند، اما رستوران برای یک ایرانی به مفهوم کباب در همه انواع و اقسام آن است. این در حالی است که غذاهای خانگی عمدتا تلفیقی از سبزیجات‌اند و آبکی و خورشتی سرو می‌شوند. ما غذاهایی مانند ته‌چین، فسنجان، قورمه سبزی و خورشت خوشمزه آلو را امتحان کردیم که همه آن‌ها با انواع مخلفات سالاد مانند سرو می‌شدند و البته کباب بلدرچین چیز دیگری بود.

هتل‌های لوکس ایرانی

ایران دارای هتل‌هایی به سبک بین‌المللی و لوکس است. اگر از مهمان‌سرای منوچهری در کاشان که بسیار زیبا بود بگذریم، یک خانه متعلق به یک تاجر کاشانی با معماری قدیمی اما استایل مدرن و لوکس امروزی بسیار جذاب و قابل توجه بود. این خانه به مانند یک بوتیک هتل شیک پذیرای مهمانان و مسافران بود.

مهمان‌نوازی ایرانی

در هر کجای ایران که وارد شوید با استقبال گرم و صمیمی مردم مواجه خواهید شد. آن‌ها اغلب اظهار می‌کردند که خوشحال هستند که مردم آمریکا به ایران سفر می‌کنند و آن تابوی ترس از مردم ایران شکسته شده و آمریکایی‌ها و دیگر مردم دنیا می‌توانند به راحتی و بی‌دغدغه به ایران بیایند و از مظاهر طبیعی و مکان‌های تاریخی ایران لذت ببرند.

گروه توریستی در اجرای برنامه زنده تلویزیونی

در هنگام بازدید از میدان زیبای نقش جهان گروه ما به طور اتفاقی با برنامه‌سازان تلویزیون اصفهان مواجه شدیم که در حال ضبط برنامه برای نوروز بودند. ترس افراد گروه ما با خوش‌آمدگویی گرم و صمیمانه دست‌اندرکاران برنامه تلویزیونی به زودی فرو ریخت و به یک تجربه هیجان‌انگیز و جذاب برای ما بدل شد.

شماره یک: مسجد جامع اصفهان مربوط به اوایل قرن نهم است و یکی از قدیم‌ترین ساختمان‌های حفظ شده و باقی مانده از این نوع در ایران است و نماینده شکوه و جلال معماری مساجد در قرن دوازدهم است. از این مسجد به عنوان یک الگو برای ساخت مساجد در آسیای مرکزی نام می‌برند.

شماره دو: سبک کاشی‌کاری و موزاییک‌کاری هندی در سر در مسجد شیخ لطف‌الله مربوط به قرن هفدهم.

شماره چهار: حیاط مسجد امام متعلق به قرن هفدهم میلادی. این مسجد در میدان نقش جهان اصفهان قرار گرفته است. دیوارها و گنبد این مسجد با کاشی‌های فیروزه‌ای و موزاییک‌های نقاشی‌شده مفروش شده است.   

شماره شش: سقف نقاشی شده عمارت چهل‌ستون در اصفهان که توسط شاه عباس دوم ساخته شده است.


<< بازگشت