خانه نو
مصاحبه اختصاصی خانه ‌نو با مهکامه امیرچوپانی طراح جواهرات

مهکامه ‌امیرچوپانی متولد سال 1362 در شهر تهران و فارغ‌التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه سوره است. او همچنین دوره‌های سنگ‌شناسی را درموسسهG.I.A گذرانده است. مهکامه ‌امیرچوپانی فعالیت خود را به عنوان طراح جواهرات از سال 1385 همزمان با ثبت برند «جواهری مهکامه» آغاز کرد. مهکامه سر پرشوری دارد و شیفته‌ طراحی به معنای عام آن است. در عین دلزدگی از آشفته‌بازار طلا و جواهرات ایران، سخت کار می‌کند و سرشار از انگیزه است. طراح‌های او ملهم از جزئیات روزمره زندگی و هر آن چیزی است که در اطرافش جریان دارد و به نظرش زیباست. آثارش در عین گوناگونی بسیار ساده و بی‌تکلف است و خودش قائل به هیچ چارچوب‌بندی برای آن‌ها نیست و در عین حال اسلوب زیبایی‌شناسی خود را دارد. متن ذیل حاصل گپ و گفت ‌خانه‌ نو با اوست.


 در یک نگاه کلی و عام طراح جواهرات از دیگر طراحان حوزه‌های مختلف، مثل دکوراسیون، معماری،  پارچه، فرش و... جدا نیست، اما مشخصا چه ویژگی‌هایی آن را از دیگران متمایز می‌کند؟

همان‌طور که گفتید، در کلیت ماجرا تفاوتی میان هیچ‌کدام نیست و اگر از دیدگاه یک هنرمند به مقوله نگاه شود، خلاقیت و نوآوری وجه مشترک همه آن‌هاست و به طور خاص آن چیزی که طراحی جواهرات را متمایز می‌کند، موضوع مواد و متریالی است که یک طراح جواهرات با آن سروکار دارد. اما اگر بخواهم به این سوال جواب دقیق‌تری بدهم، باید در یک دسته‌بندی کلی‌ و ساده، طراح زیورآلات، طراح طلا و فلزات گران‌بها و طراح جواهرات را از هم تفکیک کنیم. زیورآلات، شامل هر آن چیزی می‌شود که بتوانیم به خودمان وصل کنیم و جنبه تزئینی داشته باشد. در طراحی طلا و دیگر فلزات قیمتی صرفا روی یک عنصر مشخص مثل طلا و یا نقره دیزاین صورت می‌گیرد. در طراحی جواهر، از ترکیب سنگ‌های قیمتی و بعضا نیمه قیمتی استفاده می‌شود. با این دسته‌بندی کلی می‌توان گفت که که عناصر شکل‌دهنده طرح روی پروسه طراحی تاثیر گذار است، اما همیشه هم اینطور نیست.

 

یعنی فرایند آغازین طراحی با توجه به نوع طرح و متریال متفاوت می‌شود؟

گاهی با تماشای یک فیلم یا  دیدن یک عکس، منظره‌ای در طبیعت،  رفتن به یک گالری، تماشای آثار دیگر طراحان جواهر، گاهی هم کاملا اتفاقی جرقه‌ای در ذهن شکل می‌گیرد و بدون در نظر گرفتن متریال پروسه طراحی آغاز می‌شود. گاهی هم این روند کاملا بر عکس است. بگذارید مثالی بزنم؛ من یک روز با دیدن یک تکه پارچه طوری که روی زمین افتاده بود ایده‌ای به ذهنم رسید و با سوار کردن جواهر بر روی آن کار را به پایان رساندم.

یک طراح جواهر تا به چه اندازه باید از مواد و متریال شناخت داشته باشد و تا چه اندازه خود را در پروسه ساخت جواهر درگیر کند؟

در مورد هر طراح و نوع کارش متفاوت است. بعضی از طراحان صرفا کار طراحی را انجام می دهند و حتی در انتخاب متریال از قبیل سنگ و فلزی که در جواهر به کار می‌رود دخالت چندانی ندارند و این کار را با مشورت انجام می‌دهند. برخی دیگر از طراحان در کل پروسه دخالت مستقیم دارند، از طراحی تا انتخاب متریال و حضور در کارگاه و نظارت و درگیری در عملیات ساخت جواهر.

 

آیا با این حضور در کارگاه، تغییراتی هم در طراحی اثر اعمال می‌شود و اساسا امکان‌پذیر است؟

مسلما دست طراح در تغییراتی که روی کاغذ اعمال می‌‌شود، بسیار بازتر است، اما حضور در کارگاه بسیاری از مواقع می‌تواند محصول نهایی را دست‌خوش تغییرات جدی کند و تا جایی که ماهیت اثر به طور کلی از آنچه قرار بود باشد، متفاوت شود. این‌ تجربه به دلیل علاقه شدید من برای حضور در کارگاه بارها اتفاق افتاده است.

 

محدوديت‌های طراحی جواهرات تا كجاست؟ تا چه اندازه بايد از كليشه‌ها و سنت‌هاي گذشته پيروي كرد و چه‌ زمان دست طراح براي ايده‌پردازي‌هاي خلاقانه و آوانگارد باز است؟

از نظر من هیچ محدودیتی ندارد، البته اگر از بعد هنری به قضیه نگاه شود، شما با هر کانسپت و متریالی و در هر ابعاد و اندازه‌ای می‌توانید یک جواهر یا زیورآلات تولید کنید.

 

اما با توجه به نگاه مخاطبان به جواهرات تا چه اندازه می‌توان چارچوب‌ها را شکست؟

خود من اساسا خیلی این تعریف را نمی‌پذیرم و همان‌طور که گفتم اگر صرفا از دید یک هنرمند و خالق اثر هنری به جواهرات نگاه کنیم، هیچ محدودیتی وجود ندارد. این محدودیت‌ها و کلیشه‌ها زمانی اهمیت پیدا می‌کند که به جنبه‌های صنعتی و تجاری بیشتر بها داده شود.

 

نگاه شما به عنوان کسی که سال‌هاست در این حوزه فعالیت می‌کند و از نزدیک درگیر هر دو جنبه هنری و صنعتی آن بوده، به این هنر و یا صنعت چگونه است؟ آیا طراحی جواهر یک محصول لاکچری است؟

برای پاسخ به این سوال ابتدا باید بدانیم که منظور از لاکچری چیست. آن چیزی که در ایران به نظر من به طور اشتباه جا افتاده، این است که هر محصول گرانی لاکچری است، در حالی که گران‌بها بودن تنها یکی از فاکتورهایی است که یک محصول را در زمره کالاهای لوکس قرار می‌دهد. ویژگی‌هایی از قبیل کیفیت، طراحی منحصر‌به‌فرد، تولید محدود و... همگی حائز اهمیت‌اند. ایرانی‌ها به طور سنتی، خرید طلا و جواهر را به چشم یک سرمایه‌گذاری درازمدت می‌بینند، مثل خرید زمین، فرش و در سال‌های اخیر دلار و همین امر باعث می‌شود تا کیفیت و طراحی جواهر در ذهن مخاطب از اهمیت کمتری برخوردار شود. بنابراین در ایران تنها بخش بسیار کوچکی از طراحی جواهرات در چارچوب یک کالای با کیفیت، یونیک و لاکچری است و بخش عمده آن به صنعت طلا و جواهر مربوط است که اکثر کارها  متاسفانه کپی از نمونه‌‌های خارجی است و سال‌هاست به صورت روتین و نگاهی صرفا تولیدی و بدون در نظر گرفتن جنبه‌های هنری ساخته می‌شود.

آيا مركز و يا نهادي براي ثبت و يا حفظ طرح‌ها و جواهرات از لحاظ كپي‌رايت وجود دارد؟

تا جایی‌که من اطلاع دارم هنوز اقدام منسجم و ویژه‌ای در این حوزه صورت نگرفته است. اخیرا فرایندی برای ثبت آثار آغاز شده است که پروسه آن بسیار پیچیده و پرخرج است، اما بیشتر از یک نهاد این امر نیاز به کار فرهنگی دارد.

 

منظورتان این است که خود مخاطبان نباید سراغ کارهای کپی بروند؟

بله. البته در همه جای دنیا نهادهایی به‌صورت جدی این کار را پیگیری می‌کنند، اما در نهایت این خود مخاطب است که باید دنبال کارهای فیک و کپی نرود و تغییر این رویه نیاز به آموزش‌های مستمر و ریشه‌ای دارد.

 

در اين كار تا چه ميزان از ميراث غني گذشتگان، با توجه به تاريخ كهن و توجه ويژه پادشاهان و دربارشان به اشيای قيمتي و جواهرات الهام مي‌گيريد؟

تا جایی که من اطلاع دارم ایران همواره جزو 10 کشور برتر مصرف‌کننده طلا و جواهر در دنیا بوده‌ و یکی از بی‌نظیرترین گنجینه‌های جواهرات در دنیا را در اختیار دارد و با توجه به سابقه فرهنگی و علاقه شاهان و درباریان ایران در طول تاریخ به زیور‌آلات، این حوزه همیشه در کانون توجه بوده و طبیعی است که با این پیشینه هر طراحی متاثر از این روند تاریخی و فرهنگی باشد. من هم در آثارم به صورت ناخودآگاه و خودآگاه از آن‌ها الهام می‌گیرم.

 

با توجه به این پیشینه و این حجم گسترده از مخاطبان جواهرات در ایران، جایگاه کشور ما در عرصه بین‌المللی کجاست؟

متاسفانه علی‌رغم تمام این پتانسیل‌ها و زمینه‌های فرهنگی، همان‌طور که پیشتر هم گفتم، به دلیل نوع نگاه جامعه به این مقوله و عدم قبح کپی کردن از طرح‌های دیگران و نبود یک مدیریت درست، می‌توان گفت ایران جایگاه مناسبی در عرصه جهانی ندارد و ما از بسیار از کشورهایی که چندان هم در این حوزه کارهای شاخصی ندارند، طلا و جواهر وارد می‌کنیم و به عنوان یک کشور مصرف‌کننده شناخته می‌شویم.

 

با همه این اوصاف این روند شما را دلسرد نمی‌کند؟ این‌که کارهای‌تان کپی می‌شود، نگاه اغلب مردم به دنیای جواهرات به‌عنوان یک کالای سرمایه‌ای‌ست تا یک اثر هنری و حمایت چندانی هم از جانب هیچ نهاد و ارگانی نمی‌شود.

این مشکلات وجود دارد، اما کدام شاخه از هنر را سراغ دارید که درگیر این معضلات نباشد. در نهایت فرایند طراحی و ساخت جواهرات برای من یک روند کاملا شخصی و درونی است، از این کار لذت می‌برم و سال‌هاست به طور جدی و فارغ از تمامی این مشکلات این کار را ادامه می‌دهم و برنامه‌های جدی برای گسترش و معرفی برندم در خارج از ایران دارم. معتقدم هرکس در نهایت با خودش مواجه می‌شود و خود را قضاوت می‌کند، که کارش چه جایگاهی دارد.


<< بازگشت